شيخ ذبيح الله محلاتى

23

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

خاموش گرديد و از خاموش شدن چراغ بسيار مهموم شدم ناگاه ديدم كه آن خورشيد فلك امامت از افق رحم طالع گرديده و در ميان طشت نزول نمود و بر آن حضرت پردهء نازكى احاطه كرده بود و نورى از آن ساطع بود كه تمام آن حجره را منور ساخت و ما از چراغ مستغنى شديم پس آن نور مبين را برگرفتم و در دامن خود گذاشتم و آن پرده را از خورشيد جمالش دور كردم در اين هنگام برادرم حضرت رضا داخل شد بعد از اينكه او را در جامهء پيچيده بودم آن گوشوارهء عرش الهى را از ما گرفت و در گهوارهء عزت و كرامت نهاد و فرمود اى حكيمه از اين گهوار مفارقت مكن سمانهء مغربية والدهء امام على النقى « ع » ترجمه او را در جلد سوم تاريخ سامرا كه در تهران طبع شده است ايراد كرده‌ام . در كافي مىفرمايد ام الامام ابو الحسن الهادى عليه السلام ام ولد يقال لها سمانة و در عيون المعجزات مىفرمايد اسم امه على ما رواه اصحابنا سمانة و كانت من القانتات . و شيخ جمال الدّين يوسف ابن الحاتم الفقيه الشامى در در النظيم مىفرمايد امه ام ولد يقال لها سمانة و يعرف بالسيدة و تكنى ام الفضل مغربية و بيشتر اوقات روزهء سنى داشتى و در زهد و تقوى مثل و مانند نداشتى . و سيد هاشم بحرانى در مدينة المعاجز از محمد بن جرير طبرى امامى بسند خود روايت كند از محمّد بن فرج كه گفت حضرت امام جواد مرا طلبيد و فرمود قافله‌اى از طرف مغرب آمده برده‌فروشى در ميان آنها است و با او جوارى چندى باشد اين هفتاد دينار را بگير و جاريه‌اى ابتياع كن كه علامت او چنين و چنان باشد و او را بنزد من بياور محمّد بن فرج مىگويد من بفرموده ايشان عمل كردم و آن جاريه مادر امام على النقى عليه السّلام بود و اسم او سمانه مغربيه است ( و قال ان اسمها سمانة و انها امة عارفة بحقى و هى من الجنة لا يقربها شيطان مارد و لا ينالها كيد جبار عنيد و هى كانت به عين اللّه التى لا تنام و لا تخلف عن امهات الصديقين و الصالحين